سلام و روزگار به کامتان باد:

خواستم بحث و گزارش مفصلی در مورد زلزله بم و حاشيه آن برايتان بنويسم؛ ولی صلاح را برآن ديدم که موضوع رو عوض کنم؛‌چرا که همه ما آنقدر ناراحتی و مشکل پيش رو داريم که؛‌نوشتن و بيان اين مسائل جز آزردگی و ناراحتی برای ما نتيجه ديگری نخواهد داشت؛ لااقل اين چند لحظه ای که با نوشته های هم می گذرانيم به خوشی و اميد سپری شود.

و اما در هفته گذشته ما به همه مسايل سياسی و اقتصادی و مذهبی و... پرداختيم غير از مطلب و سوژه اصلی؛ به هر حال شايد هم علت اصلی نپرداختن به اين مسائله پيچيدگی و سخت بودن سوال مساله بود. در هفته گذشته بسياری از ما صحبت از خدا و تقدير و زندگی و مرگ و.... داشتيم؛‌ اما همه صحبتها بسيار جسته گريخته و گنگ و به عقيده من بی هدف بيان شده بود؛‌پس چه بهتر که اين نظريات را با دليل و کاملا منطقی بيان کنيم.

چون اين مساله دامنه بسيار گسترده و شاخه های مختلفی می تواند داشته باشدبرای اين که بحث ما هدفدارتر باشد؛ من از ميان اين مسايل يکی را انتخاب می کنم :
به عقيده شما فلسفه زندگی چيه؟‌چطور می تونيم به زندگی مون هدف بديم. به عقيده شما واقعا زندگی پوچ و بی معنی است يا ما با ديدگاههامون اون رو پوچ کرديم؟ و...

با تشکر از همه و خصوصا از ماندانا که عنوان مطلب هفته پيش رو انتخاب کرده بود؛‌به هرحال حادثه پيش آمده غير قابل چشم پوشی بود! و اگر دوستانمان به موضوع اصلی نپرداخته بودند به علت بيان احساسات بود. و اگر هم به بيان احساساتشون نپرداخته بودند؛‌نه از موضوع اصلی خارج می شديم؛‌نه خدا رو به ديوان قضاوت احضار می کرديم؛ و نه اين همه پيامهای ديگران در صفحه وب به ثبت می رسيد.

«شادی شما نهايت آرزوی ماست؛ از طرف همه ايرانيان مقيم ايران کريسمس و سال نو ميلادی رو به همه تون تبريک می گم و اميدوارم روزهای خوشی در انتظارتون باشه»