سلام بر عروس سرزمين طلوع آفتاب، ديزباد!

هنوز پژواک ساز مطربان عروسيت در حجله گاه سرگردان است، افسوس! ديگر دختر بچه گان هم تور پوسيده عروسيت را از زمين بلند نمی کنند. حتی صندوقچه جواهرت را در هم شکستند و به تاراج بردند، افسوس! نوميد مشو، سخت و استوار، دستان دوبرادر سرخ و سبزه ات را مجکم در دستانت حلقه کن ، شايد روزگاری نو عروسان لباسي، برايت بدوزند از حرير دست بافته مادرت.

متن از ويليام شکسپير ديزبادی

سلام به همه ديزبادی های عزيز در سراسر دنيا چه آنانی که برای ما و دوستانشان پيغام می گذارند و چه آنهايی که به سرزدنی کوتاه قناعت می کنند، شايد خيلی از ديزبادی ها مطلبی مربوط به ديزباد در اين صفحه پيدا نمی کنند، اما واقعيت اين است که اين صفحه متعلق به ديزباد و ديزبادی است و همه ما نهايت سعی و تلاش خود را برای پيوند همه ديزبادی ها در گوشه و کنار جهان داريم، به هر حال....

و اما اين هفته با يک گزارش و يک مسابقه به ميهمانی شما آمده ايم،

گزارش : بالاخره ديزباد بعد از سالها انتظار به آرزوی ديرينه خود رسيد، وشبکه مخابرات محلی راه اندازی شد و بسياری از خانه های ديزباد صاحب تلفن خصوصی شد.

و اما مسابقه و سوال مربوطه که توسط دوست عزيزمان کريم ميرشاهی مطرح شده است:

اولين ماشين در چه سالی به ديزباد وارد شد و راننده آن که بود؟ در صورت تمايل پاسخ خود را در قسمت پيامهای ديگران يا به پست الکترونيک صفحه و يا به آدرس karim_mirshahi@hotmail.com‌ ارسال نماييد.

در ضمن آلبوم عکس ديزباد بازسازی شده و حاوی عکسهای جديد از ديزباد می باشد در صورت تمايل می توانيد به اين قسمت مراجعه کنيد. منتظر پيامهای شما هستيم.